15 دلیل شکست و ناکامی در افراد
۱. نداشتن هدف مشخص در زندگی
برای کسانی که هدف مشخصی را در زندگی دنبال نمی‌کنند و کسانی که راستایی برای حرکت ندارند شانس موفقیت چندانی وجود ندارد. از هر ۱۰۰ نفری که با آن‌ها گفت‌وگو کنید ۹۸ نفر فاقد این برنامه هستند. هدفی نداشته و احتمالاً این مهم‌ترین علت ناکامی آن‌ها بود.

۲. نداشتن اشتیاق برای پیشرفت و ترقی
کسانی که به پیشرفت و ترقی کم توجهند و آن‌هایی که مایل نیستند بهای ترقی و پیشرفت را بپردازند، شانسی برای موفقیت ندارند.

۳. تحصیلات ناکافی
تحصیل ناکافی مشکل فلج‌کننده‌ای است اما می‌توان این کمبود را به سهولت نسبی برطرف نمود. تجربه ثابت کرده است که تحصیل ‌کرده‌ها خودساخته یا خودآموز شناخته می‌شوند. برای قرارگرفتن در شمار تحصیل ‌کرده‌ها به بیش از یک مدرک دانشگاهی نیاز است. آموزش ‌دیده کسی است که می‌تواند خواسته‌هایش را بدون خدشه ‌دار ساختن حقوق دیگران برآورده سازد. تحصیل تنها مسئله دانش را دربر نمی‌گیرد بلکه مشمول دانشی می‌شود که به صورت مؤثر مورداستفاده قرار می‌گیرد. به اشخاص به خاطر آنچه می‌دانند حقوق نمی‌دهند. اشخاص با توجه به کاری که با این علم و دانش خود می‌کنند دستمزد می‌گیرند.

۴. نداشتن نظم و ترتیب
نظم و ترتیب ناشی از کنترل خویشتن است، معنایش این است که بتوان کیفیت منفی خود را کنترل نمود. قبل از اینکه بتوانید شرایط را کنترل کنید باید ابتدا خود را کنترل نمایید. تسلط بر خویشتن دشوارترین کاری است که هرکس می‌تواند بکند. اگر بر خود مسلط نباشید، این «خود» بر شما مسلط می‌شود. اگر در برابر آینه‌ای بایستید می‌توانید در آن بهترین دوست یا بدترین دشمن خود را ببینید.

۵. تنبلی و مسامحه
مسامحه و امروز و فردا کردن یکی از علل مهم شکست و ناکامی است. این کیفیت به‌گونه‌ای در همه وجود دارد؛ در کمین ایستاده تا موفقیت را از اشخاص برباید. اغلب ما در زندگی از آن رو شکست می‌خوریم زیرا در انتظار رسیدن «زمان مناسب» هستیم. بهانه‌سازی می‌کنیم که برای انجام کار موردنظرمان باید تا فراهم آمدن زمان مناسب صبر کنیم. صبر نکنید و منتظر نمانید زیرا زمان مناسب هرگز از راه نمی‌رسد. از همین جایی که هستید شروع کنید و از ابزاری که در اختیار دارید استفاده نمایید. وقتی دست‌به‌کار شدید ابزار بهتری پیدا می‌کنید.

۶. نداشتن مداومت و پشتکار
اغلب ما آغازگرهای خوبی هستیم اما تمام‌کننده‌های خوبی نیستیم. از آن گذشته بسیاری از اشخاص با مشاهده نخستین نشانه‌های شکست و ناکامی دست از کار می‌کشند و این در حالی است که جایگزینی برای مداومت و پشتکار وجود ندارد. کسی که مداومت می‌کند مشکل را از پیش روی خود برمی‌دارد. مشکل را خسته می‌کند تا راه خود را بگیرد و برود. پشتکار و مداومت شکست و ناکامی را محو می‌کنند.

۷. شخصیت منفی
کسی که با دید منفی به اشخاص و امور نگاه می‌کند شانسی برای موفقیت ندارد. موفقیت با کاربرد و اعمال قدرت حاصل می‌شود و قدرت نیز ناشی از تلاش‌های تعاونی سایرین است. شخصیت منفی همکاری را جلب نمی‌کند.

۸. نداشتن عزم راسخ در تصمیم‌گیری
اشخاص موفق به راحتی تصمیم می‌گیرند. اشخاصی که در تصمیم‌گیری کند عمل می‌کنند و مرتب در تصمیمات خود تجدیدنظر می‌نمایند اغلب در شمار ناموفق‌ها هستند. تردید در تصمیم‌گیری و مسامحه‌کاری برادران دوقلو هستند. هر جا یکی از آن‌ها وجود داشته باشد، به‌احتمال‌زیاد دیگری هم وجود دارد. این زوج را نابود کنید و اجازه ندهید که شما را به شکست و ناکامی سوق دهند.

۹. احتیاط بیش‌ازاندازه
کسی که به دلیل احتیاط بیش‌ازاندازه دست‌به‌کار نمی‌شود، به اجبار پس‌مانده‌ها و باقیمانده‌های دیگران را نصیب می‌برد. احتیاط بیش‌ازاندازه به همان اندازه بی‌احتیاطی بد است. باید در برابر این دو افراط‌وتفریط ایستاد. زندگی پر از فرصت‌های مناسب است.

۱۰. انتخاب همکاران اشتباه
این یکی از دلایل عمده شکست در فعالیت‌های اقتصادی است. هنگام ارائه خدمات شخصی باید کارفرمای بسیار مناسبی انتخاب شود. کارفرمایی الهام‌بخش که از فراست لازم برخوردار باشد. کسی را برای همکاری انتخاب کنید که ارزش همکاری را داشته باشد.

۱۱. انتخاب شغل نامناسب
موفق شدن در کاری که آن را دوست ندارید امکان‌پذیر نیست. مهم‌ترین قدم در ارائه و فروش خدمات شخصی، انتخاب حرفه‌ای است که بتوانید با تمام وجود به آن بپردازید.

۱۲. فعالیت‌های غیرمتمرکز
همه‌کاره و هیچ‌کاره نمونه‌ای است که آن را زیاد شنیده‌ایم. به‌جای پرداختن به انواع و اقسام فعالیت‌ها، همه تلاش خود را روی یک هدف قطعی متمرکز سازید.

۱۳. داشتن دلگرمی
بدون دلگرمی نمی‌توان دیگران را مجاب کرد. از آن گذشته اشتیاق و دلگرمی سرایت می‌کند و کسی که از آن بهره‌مند است با استقبال دیگران روبه‌رو می‌شود.

۱۴. ناتوانی در همکاری با دیگران
خیلی‌ها، از آن جهت که نمی‌توانند با دیگران همکاری کنند فرصت‌های مناسب زندگی خود را از دست می‌دهند. ناتوانی در همکاری با دیگران مشکلی است که در هیچ حرفه‌ای قابل‌قبول نیست.

۱۵. نداشتن صداقت
چیزی که بتوان آن را جایگزین صداقت کرد وجود ندارد. ممکن است کسی تحت تأثیر شرایط موقتاً صداقتش را کنار بگذارد. اما کسی که به عمد صداقتش را کنار می‌گذارد، شانسی ندارد دیر یا زود اعتبار و اشتهارش را از دست می‌دهد و بعید نیست که در این میان آزادی او بر باد رود.

سه تست روانشناسی که هر فردی باید آن ها را بشناسد
تسـت روانشناسی اول:تست شـخصیت شناسی MBTI
تسـت شـخصیت مایرز-بریگز (MBTI) از شناخته شده ترین تست های شخصـیت شناسی است. با انجام این آزمون شما متوجه می شوید که درون گرا هستید یا برون گرا، در جمع آوری اطلاعات شهودی هستید یا حسی، شخصیتی احساسی دارید یا منطقی و در سبک هدایت با جهان خارج ادراکی برخورد می کنید یا قضاوتی.
شما می توانید از طریق لینک تست شخصیت MBTI در این آزمون شرکت کرده و تفسیر آن را دریافت نمایید.

تـست روانشناسی دوم:تسـت هـوش هیجانی بار آن
شما چقدر می توانید احساسات و هیجانات خود و دیگران را در تصمیم گیری هایتان در نظر بگیرید؟
هوش هـیجانی یا همان EQ نوع دیگری از باهوش بودن است که به درک احساسات خود و دیگران برای تصمیم گیری مناسب در زندگی اشاره دارد. آگاهی از وضعیت هوش هیجانی آنچنان اهمیت دارد که توسعه آن می تواند تفاوت شکست و یا موفقـیت در زندگی شخصی و شغلی شما را مشخص کند.
تسـت هـوش هیجانی بار اُن که از آن با عنوان هایی مانند تست EQ ، تسـت هوش عاطفی ، تست هـوش احساسی نیز یاد می شود ، به بررسی پانزده عامل هوش هیجانی یعنی استقلال ، خودابرازی ، عزت نفس ، خودشکوفایی ، خودآگاهی هیجانی ، روابط بین فردی ، مسـئولیت پـذیری اجتماعی ، همدلی ، قدرت حل مسئله ، انعطاف پذیری ، واقع گرایی ، تحمل فشار روانی ، کنترل تکانش ، شادمانی و خوشبینی می پردازد. تست های متفاوتی برای اندازه گیری هوش هیجانی طراحی شده اند در میان آن ها تستی که پیش روی شماست دارای روایی و پایایی است که توسط تیم روانشناسی صنعتی دانشگاه علامه مورد تایید قرار گرفته و هوش هیجانی شما را به درستی اندازه می گیرد.
با استفاده از لینک تست هوش هیجانی می توانید در این آزمون شرکت کنید و تفسیر آن را دریافت کنید.
تـست روانشناسی سوم:تست شناسایی مسیر شغلی یا تعیین شغل مناسب
هدف از آزمون لنگرگاه های مسیر شغلی، انجام یک خودارزیابی است که به شما کمک می کند انتخاب های شغلی خود را مدیریت کنید. با شناخت لنگرگاه های شغلی خود خواهید دانست که واقعا از شغل خود چه انتظاری دارید. در نتیجه به جای اینکه اجازه دهید دیگران و سازمان مسیر شغلی شما را هدایت کنند، خودتان درک درستی از هدف شغلی خود پیدا کنید و این امر محقق نخواهد شد مگر اینکه بصورت شفاف بدانید شما در چه کارهایی خوب هستید؟ ارزش های شما چیست و محرک های شما کدامند.
برای شرکت در این آزمون می توانید به لینک تست شغل مناسب بروید و پس از شرکت در آزمون تفسیر آن را دریافت